![]() |
![]() |
|
| ازدواجی سالم برای همه |
|
» چگونه مي توان از اينترنت كسب درآمد كرد؟
دگرگون می شوید اگر مطالب پایین را بخوانید!!
کسب درآمد ماهیانه 100 ملیون تومان : این یک حقیقت است من هر ماه با اینکه تازه آغاز کرده ام ۳۰۰۰۰۰۰ در ماه پورسانت می گیرم که ماه به ماه افزایش می یابد
//قابل توجه كساني كه آينده خود را دوست دارند// سلام دوست عزيز لطفاً اگر به فكر آينده خود هستي و مي خواي در اين دوران كه در بيشتر جاها پول حرف اول را مي زند سري تو سرها در بياري متن زير را با دقت بخوان... - محاله كه پشيمان بشي - اگر حوصله ندارید که فعلاً مطالب این وبلاگ را بخوانید آن را ذخیره کنید ، چون بعد از خواندن این مطالب و عمل کردن به مطالب این وبلاگ 100% زندگی شما تغییر خواهد کرد چگونه مي توان از اينترنت كسب درآمد كرد؟ اين شركت چگونه شركتي است؟ شرکت امریکایی Green Horse واقع در Manchester, NH 03100195 یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی در دنیاست. یکی از روشهای تبلیغاتی آن، Network Marketing یا بازاریابی شبکه ای می باشد.برای کسب اطلاعات بیشتر میتونید به این سایت سری بزنید. اين شركت جزو شركتهاي هرمي محسوب نمي شود و ربطي به گلد كوييست و امثال اين شركت ها ندارد آیا کلاهبرداری یا نه : ثبت نام در این سایت رایگان است و پولی از شما نمی گیرد، پس در این صورت هرگز کلاهبرداری نیست. مزایای این سایت :
نحوه پورسانت دهي چگونه است؟ این سایت براساس جذب زیر مجموعه به شما پورسانت می دهد که پورسانت آنها مثل حقوق است یعنی دائمی است . چرا من باید عضو شوم ؟ زیرا با عضویت به شما پول پرداخت می شود. اگر درآمد بیشتری می خواهید تنها کاری که باید انجام دهید معرفی سایت به دوستان و دارا شدن عضو بیشتر است. عضو کردن 10 نفر در سیستم کار آسانی است. سپس به این افراد کمک کنید تا هر کدام مانند شما 10 نفر دیگر را عضو خود کنند. وقتی که شما دارای 10 عضو شدید و هر کدام از عضوهایتان دارای 10 عضو شد و به همین ترتیب تا 6 مرحله. شما مشاهده میکنید که دارای یک میلیون عضو هستید! بله بیشتر از یک میلیون زیرا شما محدود به 10 نفر نیستید. فرمول محاسبه یک میلیون آسان است 10*10*10*10*10*10 برابر است با : 1,000,000 طريقه پورسانت دهي به چه نحوي است؟ باز هم می گویم که چه طوری می تونیم این همه را زیر مجموعه خود کنیم ؟ این کار مشکل نیست باید حوصله داشته باشید. شما مثلا ۱۰ نفر را از طرف خودتون به سایت معرفی می کنید ، بعد این ۱۰ نفر هر کدام به دنبال ۱۰ نفر دیگر هستند به این ترتیب زیر مجموعه های شما به ۱۰۰ نفر ارتقاء پیدا می کنند و بعد این 100 نفر هر کدام به دنبال 10 نفر دیگه هستند که زیر مجموعه شما به 1000 نفر می رسد و به همین ترتیب به صورت تصاعدی بالا می رود. اين پول را از كجا مي آورند؟ ممکن است از خود بپرسید که چرا این سایت اینقدر خوب پورسانت میده و آیا ور شکست نمی شه ؟ بلی سوال خوبی کردید باید بگویم که نه.. ببینید اساس کار این سایت تبلیغات کمپانی های بزرگ جهان است و هر چقدر که این سایت بیننده و عضو بیشتری داشته باشد و مردم بیشتر با این سایت آشنا باشند این سایت تبلیغاتی معروف تر می شود و کمپانی های بیشتری تبلیغاتشان را به این سایت می دهند و این سایت بابت تبلیغات از این کمپانی ها که تعدادشان بی شمار است مبلغ کلانی از آنها می گیرد و درصدی را هم به اعضای خود می دهد و بقیه اش سود خودش است که اصل سود را شرکت گرین هورس می برد. البته نا گفته نماند که شما هم سود کلانی را می توانید داشته باشید. امیدوارم که قانع شده باشید. عملکرد این سایت را می توان به حوض آبی تشبیه کرد که از یک طرف سطل سطل آب (سود سایت بابت تبلیغات) وارد حوض (صندوق سایت) می شود و از طرف دیگر پیمانه پیمانه آب ( حقوق و پورسانت اعضا ) از آن خارج می شود در این حالت نه تنها آبی از حوض کم نمی شود بلکه به آن اضافه نیز می شود. وقتی که شما عضو گرین هورس می شوید این شرکت تعدادی لینک از طریق برنامه تیکربار و ایمیل به شما می دهد. حالا خواه شما نگاه کنید یا نه، کلیک کنید یا نه، گرین هورس پول خود را از کمپانی مربوطه به ازای تبلیغات می گیرد. اما به شما پورسانت نمی دهد! چون این شرکت به ازای بازاریابی (معرفی به دیگران و زیرمجموعه گیری) پورسانت می دهد. پس با یک حساب سرانگشتی می توان پی برد که این شرکت چه سود کلانی میکند. در ادامه به نحوه ی پورسانت دادن گرین هورس خواهیم پرداخت. عملكرد شركت چگونه است؟ طبق سیاستهای اتخاذ شده توسط گرین هورس برنامه ای تحت عنوان TickerBar™ کاربران را بسوی دیدن تبلیغات هدایت می کند. این تبلیغات بصورت ارسال ایمیل از طرف گرین هورس نیز میباشد. کاربران هم این شرکت را به دیگران معرفی می کنند. در نتیجه کمپانی های بزرگی مثل EBay و Microsoft و IBM و ... به گرین هورس سفارش آگهی می دهند. توجه داشته باشید که ما هیچگونه جنس و کالایی نمیخریم. خوب چگونه پول را به ما ميدهند؟ خوب ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که پول ما چگونه پرداخت می شود؟ بله درست است پول شما به وسیله چک به آدرستان ارسال خواهد شد و چک را می توانید به راحتی با بانکهای طرف قرار داد آن که ( بانک ملی و بانک رفاه ) است بدون هیچ دردسری نقد کنید ( پیشنهاد من بانک رفاه است) باید بگویم این چک ها را به وسیله پست کلاس یک ایالت متحده برای شما می فرستند همچنین ماموران پست در ایران خدمات خودشان را ارائه می کنند و چک شما را به آدرستان می آورند و هیچ پولی از شما دریافت نمی کنند چون شرکت هزینه های پست آن را تقبل کرده است. پس مطمئن باشید که چک تان به دستتان خواهد رسید. البته باید آدرستان را دقیق بنویسید که در ادامه نیز به طریقه صحیح نوشتن آدرس محل سکونت اشاره خواهیم کرد . سقف پورسانت: یعنی بالاترین پورسانت شرکت، که معادل 1میلیون دلار یا 90میلیون تومان در ماه می باشد. توجه کنید که اگر شما به کمترین پورسانتی هم برسید شما آن را ماهیانه دریافت می کنید. پس اینجا روشن می شود که چرا ما میگوییم شما استخدام می شوید. شما مي توانيد نمونه چك دريافتي كه توسط يكي از ايرانيان موفق در اين راه از شركت گرين هورس دريافت كرده و بعد از دريافت آن روحيه گرفته و بسيار زياد در كار خود تلاش مي كند مشاهده نماييد:
نحوه ثبت نام: براي ثبت نام از طريق لينك هاي موجو در صفحه و بنر ها و لينك زير مي توانيد اقدام كنيد. فرم ثبت نام را باید همانند پایین کامل کنید . بعد از ثبت نام : آشنايي با محيط كار در گرين هورس: ابتدا باید بدانید چگونه وارد فضای کاری خود شوید. ابتدا به سایت گرین هورس بروید و قسمت لوگین اعضا را کلیک کنید. ایمیل و پسورد خود را وارد کرده و اینتر بزنید. این فضای کاری شما هست. نوشته ی قرمز رنگ را ببینید: your automatic referral url is http://tickerbar.info/join_now.ghc?r=20981561۳ نکته بسیار مهم که کار شما را راحت می کند : شما می توانید برای خودتان یک وب لاگ یا همان سایت به طور رایگان درست کنید که من در ادامه به آنها اشاره می کنم شما با درست کردن وب لاگ یا همان سایت می توانید لینک دعوت تان را در وب لاگ تان قرار دهید برای این کار کل مطالب وب لاگ من را کپی کنید و به جای لینک من لینک خودتان را در وب لاگ تان قرار دهید و به هر کسی که می رسید آدرس وب لاگتان را به او بدهید تا با خواندن مطالب وب لاگ تان اقدام به عضو شدن از طریق لینک شما بکنند البته حتما باید به دوستانتان بگویید که فقط از طریق لینک دعوت شما عضو شوند تا به عضویت درآیند چون برای عضویت در این سایت حتما باید از طریق لینک دعوت کسی عضو شد که این یکی از سیاست های سایت greenhorse است شما برای درست کردن وب لاگ می توانید به سایت های زیر که کاملا فارسی هستند مراجعه کنید : شیوه های جمع آوری عضو :
نکته ها و خطرات : خوب دقت داشته باشید که 10 نفری را که می خواهید زیر مجموعه خود کنید و با آنها پیش بروید باید چند خصوصیت را داشته باشند : مسئولیت پذیر - اوضاع مالی متوسط یا رو به پایین ( به نحوی که برای این کار عطش مالی داشته باشد) - ترجیحا دوستان و رفقای خودتان باشند - بدبین و ایرادگیر نباشند - ترجیحا دوستان زیادی داشته باشند- کار با کامپیوتر را بلد باشند و . . . . یه چیزی رو هم بگم من 3 ماه پیش یکی از دوستانم پیشنهاد کار تو این مجموعه را به من داد ولی به دلیل ذهنیت بدی که از فعالیتهای کوئست در ذهنم وجود داشت آن را قبول نکردم ولی اکنون از هدر رفتن این فرصت واقعا پشیمانم. امیدوارم که شما دچار این یاس نشوید . خوب به نکات زیر توجه کنید : چکی که از طرف سایت (greenhorse) برای شما می آید را می توانید در بانک ملی یا بانک رفاه نقد کنید البته برای نقد کردن احتیاج به داشتن حساب ارزی ندارید که این خود یک مزیت خیلی بزرگ است البته بانک مبلغ 4 دلار (معادل 3600تومان) را برای کارمزد بر می دارد که زیاد هم مهم نیست
ترفند هاي جذب زير مجموعه : مهمترین بخش این وبلاگ را می خواهید بخوانید. پس خوب دقت کنید و کلمه ای را جا نیندازید. افرادي كه در نصب برنامه ticker bar دچار مشكل ميشوند 1) جای دیرکتوری فایل رو عوض کنید ( یعنی مثلاْ از درایو C به D منتقل کنید) و دوباره هنگام اتصال به اینترنت نصب کنید. سؤالات متداول : 1) برنامه تیکربار چیست؟ قوانین گرین هورس : چرا گرین هورس برتر است؟ _ عضویت کاملاً رایگان وبلاگ: سرویسهایی که خدمات وبلاگ ارائه می دهند و كار كردن با آن ها خيلي ساده است عبارتند از: البته من خودم بهتون پرشين بلاگ يا بلاگفا رو پيشنهاد مي كنم... افرادی که نباید به ما بپیوندند:
اگر تصميم خود را گرفتيد و مي خواهيد ادامه دهيد از همين حالا به شما تبريك مي گويم چون آينده اي روشن در انتظار شما خواهد بود ولي اگر تصميم گرفتيد كه اين كار كار بيهوده اي است و تمايلي به انجام آن نداريد بهتر است دوباره روش فكر كنيد تا اين فرصت بزرگ را از دست ندهيد. (در اين كار يك روز هم يك روزه) فكرش هم نكن كاملاً رايگانه پس چي مي خواي؟؟!! دوستانی که عضو می شن خواهشا برای جذب زیر مجموعه تلاش کنن و این را شوخی نگیرند |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:5 توسط رضا کلک |
|
|
عزیزان بازدید کننده توصیه من اینه که مطالب را با حوصله و دقت به ترتیب ذکر شده در فهرست پایین مطالعه و در صورت داشتن هرگونه سوال در قسمت نظرات به ما اعلام بفرمایید بهتر است مطالب زیر را save کرده و سر فرصت بخوانید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 22:49 توسط رضا کلک |
|
|
يكي از مراحل بسيار مهم، حياتي و دشوار در ازدواج، برگزيدن همسر است. اينك برآنيم تا بدانيم اسلام درباره ويژگيهاي يك همسر شايسته، چه ملاكهايي ارايه ميدهد و از ديدگاه اين دين، چگونه همسري بايد برگزيد؟ آيا تنها بايد به عوامل مادي مانند: ثروت و زيبايي زن نگريست يا عوامل معنوي نظير: ايمان و دين داري نيز مؤثر شمرده ميشود؟ اكنون به طور گذرا به برخي از اين ملاكها اشاره ميشود كه در بيشتر موارد براي مرد و زن ، مشترك است.
1ـ دينداري و ايماناين ملاك را بايد مهمترين ملاك در همسرگزيني دانست؛ زيرا دين داري و پايبندي به باورهاي مذهبي يكي از بزرگترين نعمتها است. به يقين، كسي كه ايمان و دين خود را حفظ كرده است، در امر زناشويي و زندگي مشترك نيز فردي موفق خواهد بود. دين، مانع مهمي در برابر بينظمي و افتادن آدمي به ورطه گناه و ستمكاري است. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آن گاه كه به فردي دستور داد ازدواج كند، چنين فرمود: «ازدواج كن و بر تو باد كه با همسري ديندار ازدواج كني».[60] امام صادق(عليهالسلام) نيز فرموده است: «هر كس براي دين زن با او ازدواج كند، خداوند مال و جمال به او روزي ميكند».[61] اين ديدگاه در آيه 221 سوره بقره ـ چنان كه بحث آن گذشت ـ بيشتر نمودار است، آن گاه كه خداوند ، مؤمنان را از ازدواج با زنان مشرك و بيدين نهي ميكند، هر چند بسيار زيبا باشند.
پس از ايمان هيچ چيزي نميتواند جايگزين اخلاق نيك و خوش رفتاري و خوشگفتاري همسر گردد؛ زيرا زن و مرد تكيهگاه يكديگرند و تنها اخلاق پسنديده همسر ميتواند خستگيهاي روحي و جسمي طرف ديگر را به آساني بزدايد. اگر همسري ـ زن يا مرد ـ از بيشترين ثروت و زيبايي و شهرت برخوردار باشد، ولي با بدي رفتار كند، مشكلات بسياري پديد خواهد آمد. به همين دليل، احاديث اسلامي بر خوش زباني، خوش خلقي، گذشت، ادب، نرم خويي، فروتني، مهرباني، عدالت، شرح صدر و بردباري، پاي ميفشارند. هر يك از اين ويژگيها ميتواند بسياري از اختلافها و كشمكشهاي خانوادگي را برطرف سازد؛ زيرا بيشتر اين اختلافها از نبود همين عناصر سرچشمه ميگيرد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: «با كسي كه اخلاق و دينش پسنديده است (و ايمان و اخلاق نيك دارد) ازدواج كنيد، كه اگر چنين نكنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين پديد ميآيد».[62] با اندكي دقت در اين سخن، به اهميت خوشرفتاري در همسر گزيني، بهتر پي ميبريم. هم چنين گفتهاند: فردي به امام رضا(عليهالسلام) نامه نوشت كه فردي از بستگانم به خواستگاري دخترم آمده است. ولي اخلاق خوبي ندارد و بداخلاق است، چه كنم؟ امام(عليه السلام) فرمود: «اگر بداخلاق است، به او دختر نده».[63] و در حديثي از امام علي(عليهالسلام)، آسانگيري، نرمخويي و سازگاري از جمله ويژگيهاي بهترين زنان شمرده شده است.[64]
تناسب، همتايي و هماهنگي مشخصات دختر و پسر عامل مهم ديگري است كه بر آن بسيار تأكيد شده است؛ زيرا اگر زن و مرد در جنبههاي گوناگون ديني، اخلاقي، سني، علمي و... تناسب نداشته باشند، گرفتار مشكل خواهند شد. با اين حال، آن چه بيشتر اهميت دارد، همتايي دختر و پسر از نظر اخلاق و باورهاي مذهبي است. اهميت همتايي، به گونهاي است كه حتي پيامبر(صلي الله عليه و آله) درباره حضرت علي(عليهالسلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) فرموده است: «اگر علي(عليهالسلام) آفريده نميشد، هيچ همتايي براي ازدواج با فاطمه(سلاماللهعليها) نبود».[65]
آيه شريفه «والطيبات للطيبين؛ زنان پاك ، شايسته مردان پاك هستند»[66] نيز به همين ملاك اشاره ميكند. در حديثي از رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) ميخوانيم: «زمينه ازدواج همتايان را فراهم آوريد و با همتاي خود ازدواج كنيد و آنان را براي به دنيا آوردن فرزندان شايسته برگزينيد».[67] نكته اصلي ا ين است كه پافشاري، تنها در همتايي ديني و اخلاقي پسنديده است و در غير آن صورت، امري بيهوده و ناپسند خواهد بود.
معمولا تربيت و رفتار و كردار هر انساني زاييده تربيت و اخلاق خانوادهاي است كه در آن رشد كرده است. بررسي وضعيت خانواده فرد مورد نظر از نظر اجتماعي، اخلاقي، تربيتي و ديني، در شناخت بهتر همسر آينده به ما كمك خواهد كرد. روزي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «اي مردم! از سبزهزاري كه بر بالاي منجلاب و مزبلهاي روييده باشد، بپرهيزيد». هنگامي كه درباره آن پرسيدند، ايشان فرمود: زن زيبايي است كه در خانواده بدي رشد كرده باشد».[68] پيامبر(صلي الله عليه و آله) با اشاره به نقش مهم خانواده در پرورش، فرزندان با شرافت و اصالت خانوادگي را از ملاكهاي مؤثر در گزينش همسر دانسته است. همچنين ايشان فرموده است: «خانوادهاي بد»، نه خانوادهاي فقير و بيبضاعت، اين سخن ميرساند كه ملاك شرافت و اصالت خانوادگي نيز نجابت، پاكي و دينداري و كرامت آدمي است، نه ثروت، قدرت و شهرت.
اين عوامل در ايفاي نقش فرد پس از ازدواج ـ در قالب شوهر، زن يا پدر و مادر ـ نقش مؤثري دارند. براي نمونه، مرد ديوانه نه ميتواند نقش همسري را براي زنش انجام دهد و نه نقش پدرانه را براي فرزندش. به همين دليل، احاديث اسلامي، مسلمانان را از ازدواج با كساني كه در زمينه روحي و عقلي كمبود دارند، بر حذر ميدارد. منظور از نقص جسماني نيز نداشتن اندام يا ديگر نقصهاي بدني نيست، بلكه بيشتر به بيماريهاي خطرناكي مانند: جذام، پيسي وايدز و نظير آن برميگردد. اين تأكيد بدان دليل است كه اسلام ميخواهد مسلمانان، جامعه و نسلي پاك و سالم داشته باشند. امام علي(عليهالسلام) ميفرمايد: «از ازدواج با زن احمق خودداري كنيد؛ زيرا هم نشيني با او براي شما بلا است و بچهي به دنيا آمده از او تباه و ضايع ميشود».[69] از امام باقر(عليهالسلام) پرسيدند: آيا ميتوان با زن ديوانه، ولي زيبا ازدواج كرد؟ ايشان به اين پرسش، پاسخ منفي داده است.[70] همچنين پيامبر(صلي الله عليه و آله) در فرازي از دعاهايش ميفرمايد: خدايا! پناه ميبرم به تو از ... زني كه با كودني و حماقت و بدخلقي خود، مرا پيش از وقت، پير كند و... .[71]
اسلام افزون بر جنبه معنوي و ديني همسر آينده بر مسأله زيبايي همسر نيز تأكيد ميكند. انسان خواه ناخواه، زيبايي را دوست دارد و زشتي ظاهري و نازيبايي را ناپسند ميداند، چنان كه خداوند نيز «خود زيباست و زيبايي را دوست دارد». هر چند در احاديث اسلامي، به اين ملاك اشاره شده است، ولي از هر گونه برخورد افراطي يا تفريطي با آن بايد پرهيز كرد. زيبايي را در كنار ديگر ملاكهاي اسلامي قرار داد و نظري متعادل به آن داشت، همچنان كه پيشوايان ما چنين ديدگاهي را آموزش دادهاند. براي نمونه در حديثي ميخوانيم: «هر كسي براي زيبايي زن با او ازدواج كند، خداوند زيبايي زن را براي مرد وبال و سنگيني قرار ميدهد»[72]. در مقابل، ميبينيم كه امام كاظم(عليهالسلام) ميفرمايد: «سه چيز نور چشم را جلا ميبخشد، نگاه به سبزه، آب جاري و صورت زيبا»[73]. پس اسلام از يك سو همه چيز را در زيبايي چهره خلاصه نميكند و از سوي ديگر، از آن بياعتنا نيز نميگذرد. در احاديث ديگري، روي سفيد، چهره زيبا، بلندي و زيبايي مو، گندم گون بودن، خندهي زيبا و... به عنوان زيبايي زن معرفي شده است. امام باقر(عليهالسلام) فرمود: «هرگاه خواستيد با زني ازدواج كنيد، از موي او بپرسيد».[74]
كساني كه نبايد با آنها ازدواج كرد اسلام همان گونه كه ملاكهاي همسرگزيني را برميشمارد، از گروههايي نام ميبرد كه بايد از ازدواج با آنان خودداري شود. فلسفه اين نهي آن است كه فرزند، امانت الهي است. براي حفظ اين امانت و نعمت الهي بايد در برگزيدن همسر ـ كه پدر و مادر آينده است ـ دقت كرد تا اين امانت الهي هدر نرود. پدر و مادر دختر و پسر نيز بايد بكوشند دلبندان خويش را به دست كساني نسپارند كه آنان را از راه اخلاق نيك و حتي ايمان و اسلام دور ميكنند. اين گروهها عبارتند از: 1ـ كافر و مشرك[75]2ـ شراب خواررسول اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: «هر گاه شراب خوار به خواستگاري دخترتان آمد، به او زن ندهيد».[76] هم چنين امام صادق(عليهالسلام) فرمود: هر كس دختر پاكش را به شراب خوار بدهد، رحم خود را با او گسسته است.[77]
3ـ فاسقپيامب اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: هر كس، دختر عزيز و با كرامتش را به مردي بي دين(و فاسق) شوهر دهد، هر روز هزار بار لعنت بر او نازل ميشود.[78] پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در حديثي ديگر، گروهي از زنان را معرفي ميكند كه بايد از ازدواج با آنها خودداري كرد. ايشان فرمود: آيا بدترين زنان را معرفي نكنم؟ زني است كه در فاميل خود ذليل است و بر شوهر خويش، كبر و بزرگي ميفروشد، نازا و كينه توز است و از كار زشت پرهيز نميكند. در نبود شوهر، خود را بيارايد و هنگام حضور شوهر بدون آرايش و زيور باشد. سخن شوهر را گوش نكند، عذر شوهر را نپذيرد و از خطايش در نگذرد.[79]
ديدگاه اسلام درباره وظيفههاي دوجانبه همسران گفتيم كه اسلام براي همه مراحل زندگي به ويژه ازدواج، برنامههاي جامعي دارد. از جمله اين برنامهها؛ وظيفهها و مسئوليتهاي دوجانبهاي است كه دين مبين اسلام براي همسران قرار داده و آنان را به انجام آن، امر كرده است. در اين بخش، به طور گذرا به برخي از مهمترين اين مسئوليتها ميپردازيم.
وظايف شوهر (مرد)[80] 1ـ نفقه و فراهم آوردن نيازهاي ضروريوجوب نفقه و هزينه خانواده بر شوهر در شمار مسلمات فقه و حقوق اسلامي است.[81] وجوب نفقه دو شرط دارد: دايم بودن ازدواج و تمكين زن از شوهر.[82]همچنين از غذا، لباس، فرش، وسايل آشپزي و اثاثيه، وسايل آرايش، مسكن، خدمت كار متناسب با شأن زن و بر اساس عرف و عادت، در شمار نفقه نام بردهاند.[83] امام صادق(عليهالسلام) در پاسخ به گروهي كه در باره حق زن بر شوهر پرسيده بودند، فرمود: او را سير كند و تنش را بپوشاند و... .[84] هم چنين، در حديثي ديگر، زن را يكي از كساني ميداند كه نفقه و پرداخت هزينه زندگي او بر مرد واجب است.[85]
2ـ برآوردن نيازهاي جنسييكي از وظيفههاي مهم مرد، برآوردن نيازهاي جنسي همسر است. به امام رضا(عليه السلام) گفتند: مردي همسر جواني دارد، ولي به دليل مصيبتي كه بر او وارد شده، چند ماه ـ بلكه يك سال ـ است همسرش را ترك كرده است. البته او قصد آزار دادن زنش را نداشته و اين كار تنها به دليل مصيبتي است كه به او رسيده است. آيا او در اين مورد، گناه كرده است؟ امام رضا(عليهالسلام) فرمود: اگر زنش را 4 ماه ترك كند (در امر زناشويي) پس از آن گناه كرده است.[86]
3ـ اكرام و محبتدر ديدگاه اسلامي، زن همانند امانتي در دست شوهر است. بنابراين، شوهر نبايد اين امانت الهي را تباه كند، بلكه بايد گرامي بدارد و دوست داشته باشد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: از دنياي شما تنها زنان و بوي خوش را بهره گرفتم.[87] اكرام و محبت همسر و آزار ندادن او آن قدر مهم است كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آزار زن را سبب نپذيرفته شدن نماز و روزه و كار نيك مرد معرفي ميكند.[88] امام علي(عليهالسلام) در نامهاي خطاب به امام حسن(عليهالسلام) فرمود: زن دسته ريحانه (ظريف) است نه قهرمان.[89] اين سخن بدان معنا است كه رفتار و كردار مرد نسبت به همسرش بايد مانند رفتار با يك دسته گل باشد. در حديثي ديگر، پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: زن لعبت (و مسرت بخش زندگي) است. هر كس زن بگيرد، نبايد او را تباه و ضايع كند.[90] هم چنين ايشان ميفرمايد: كسي كه زن ميگيرد بايد به او احترام بگذارد.[91]
4ـ ارشاد و هدايتدر بخش پيآمدهاي فردي ازدواج گفتيم كه ا زدواج مايه تكامل دين است. شوهر بايد از دين و ايمان زن پاسداري كند و بر آن بيفزايد. از امام صادق(عليهالسلام) پرسيدند: خداوند ميفرمايد: «خود و كسان خود را از آتشي كه هيزمش، انسانها و سنگ است، نگه داريد»[92] ما چگونه زنان خود را از ا ين آتش حفظ كنيم؟ امام فرمود: به زنانتان امر (به معروف) ونهي از منكر كنيد.[93] علامه مجلسي در توضيح آيه 6 سوره تحريم، 4 وظيفه را براي سرپرست خانواده برميشمارد: دعوت خانواده به پرستش خداوند، آموزش احكام و واجبات، نهي از زشتكاريها، تشويق به كارهاي نيك.[94]
5ـ توسعه در امر زندگي و گشاده دستياسلام تنها به فراهم آوردن هزينههاي واجب زن بسنده نكرده است. در مواردي، افزون بر واجب دانستن نفقه زن، مرد را تشويق ميكند كه براي نشان دادن مهر و محبت خود، هدايايي براي زن بخرد و با پرهيز از بخل ورزيدن، در زندگي، دستي گشاده داشته باشد. امام رضا(عليهالسلام) فرمود: بر صاحب نعمت واجب است كه بر عيالش گشاده دستي داشته باشد.[95] پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نيز در تشبيه زيبايي ميفرمايد: همانا مؤمن همانند رفتار خداوند در حق خانوادهاش عمل كند. هرگاه خداوند در روزي به او وسعت داد، او نيز توسعه بدهد و هرگاه خداوند در روزي بر او سخت گرفت، او هم سخت بگيرد.[96] ايشان در نكوهش بخل فرموده است: كدام درد از بخل و خسيس بودن درد ناكتر است.[97] هم چنين احاديثي وجود دارد كه مرد را به خريدن تحفه براي زن تشويق ميكند. رسول خدا(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: كسي كه به بازار برود و هديهاي براي عيالش بخرد، مانند كسي است كه حامل صدقهاي براي مستمندان است.[98] امام سجاد(عليهالسلام) ميفرمايد: بازار رفتن و خريد يك درهم گوشت براي همسرم كه ميل به خوردن آن پيدا كرده، براي من از بنده آزاد كردن دوست داشتني تر است.[99] البته ا ين گشاده دستي نبايد به اسراف و تبذير بيانجامد؛ زيرا عقل و شرع، آدمي را به ميانه روي سفارش ميكنند. رسول خدا(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: هر كس در زندگي، ميانه روي پيشه كند، خداوند به او روزي ميدهد و هر كس تبذير و اسراف كند، خداوند آن را حرام كرده است.[100]
اسلام به مرد سفارش ميكند كه اگر زن، خطايي انجام داد، او را ببخشد، و در صورت بداخلاقي زن، بردباري ورزد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: هر مردي كه بر بدي اخلاق زنش صبر كند، خداوند براي هر صبر او در برابر اين بداخلاقي همان پاداش را ميدهد كه به صبر ايوب در برابر بلاهايش داد.[101] ايشان در حديثي ديگر ميفرمايد: هر كس براي رضاي خدا در برابر اخلاق بد زنش صبر كند، خداوند پاداش شاكران را به او ميدهد.[102] امام صادق(عليهالسلام) در حديثي كه در گذشتن از خطا را از حقوق زن بر مرد، معرفي ميكند، ميفرمايد: پدرم زني داشت كه آزارش ميداد، ولي پدرم، او را ميبخشيد.[103]
7ـ آراستگيتأكيد اسلام بر آراستگي و پاكيزگي و بهرهگري از عطر و بوي خوش و... مخصوص زنان نيست، بلكه مردان را نيز در برميگيرد. اين نكته در حديث زيبايي به خوبي بيان شده است[104]. «حسن بن مبهم ميگويد: امام كاظم(عليهالسلام) را ديدم در حالي كه خضاب كرده بود. گفتم: فدايت شوم (شما هم) خضاب كردهايد (و خود را آراستهايد؟) امام فرمود: آري، آراستگي از آن چيزهايي است كه عفت زن را افزون ميكند. زنان بدين سبب آلوده شدهاند، كه شوهرانشان، خود را نياراستند. ايشان سپس فرمود: آيا دوست داري كه همسرت را بدون آرايش و در ژوليدگي ببيني؟ گفتم: نه. فرمود: او هم چنين است، نظافت و خوش بو بودن و كوتاه كردن مو از اخلاق پيامبران(عليهمالسلام) است». اينها شمهاي كوتاه از مسئوليتهاي مرد و حقوق زن بر شوهر بود. افزون بر اين ها مرد بايد وظيفههايي هم چون: همكاري در منزل، خوش زباني، احترام به خانواده زن، همكاري با زن در پرورش فرزندان و ديگر اصول انساني و اسلامي را نيز رعايت كند.
وظايف زناينك به احاديثي ميپردازيم كه درباره وظيفهها و مسئوليتهاي زن در برابر مرد و حقوق شوهر بر زن وارد شده است.[105]
1ـ تمكين در زناشويييكي از مهمترين وظيفههاي زن اين است كه از شوهر خود تكمين كند. اهميت اين امر تاجايي است كه «استحقاق نفقه در عقد دايم مشروط به تمكين زوجه است، مگر اين كه زوجه داراي عذر شرعي باشد».[106] پيامبر(صلي الله عليه و آله) در سخني درباره حقوق شوهر بر زن، تمكين را يكي از اين موارد ميشمارد و ميفرمايد: زن بايد خود را شب و روز (بر مرد) عرضه كند. [107] در حديث ديگري، امام باقر(عليهالسلام) ميفرمايد: پيامبر(صلي الله عليه و آله) به زنان ميفرمود: نمازتان را به خاطر اين كه شوهرانتان را منع كنيد، به درازا نكشانيد.[108] پس ميبينيم كه اسلام به اين امر بسيار اهتمام دارد. از اين مطلب ميتوان دريافت كه بسياري از فحشا و فسادهاي موجود در جامعه از كوتاهي زن و مرد در همين وظيفه برميخيزد؛ زيرا وقتي شوهر يا زن نتواند خود را ارضا كند، ممكن است در بيرون از خانه و در محيط اجتماع، در پي آن باشد.
2ـ پيروي از دستور شوهراين وظيفه يكي از وظيفههاي بسيار سنگين زن است و آن قدر اهميت دارد كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمود: اگر ميخواستم امر كنم كسي براي كسي سجده كند، امر ميكردم كه زن براي شوهرش سجده كند.[109] همه ميدانيم كه بسياري از كشمكشها و اختلافهاي خانوادگي، در پيروي نكردن زن ازشوهر ريشه دارد. امام صادق(عليهالسلام) فرمود: هر زني نمازهاي پنج گانه را بخواند و روزهي ماه رمضان را بگيرد و خانه خدا را زيارت كند و از شوهر خويش پيروي كند و حق علي(عليهالسلام) را بشناسد، از هر دري كه بخواهد، به بهشت وارد ميشود.[110] بنابراين ائمه معصومين(عليهمالسلام) پيروي زن از شوهر را هم رديف نماز و روزه و حج قرار دادهاند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) نيز ميفرمايد: هر زن صالحهاي كه خدا را عبادت كند و فرايض را به جاي آورد و از شوهرش پيروي كند، به بهشت وارد ميشود.[111] گفتهاند در روز عيد قربان، پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) بر شتر برهنهاي سوار شد و به بيرون از شهر مدينه رفت. در آن جا به گروهي از زنان برخورد كرد، ايستاد و به آنان فرمود: اي گروه زنان! صدقه بدهيد و از مردان خود پيروي كنيد.[112] البته اطاعت و پيروي در رفت و آمدها نيز مورد تأكيد اسلام است[113] و اين مسأله يكي از دستورهاي سازنده اسلام است كه پي آمدهاي سودمند فراواني دارد؛ زيرا در هر جامعهاي كه رفت و آمد زنان در آن بيشتر و بدون كنترل باشد، فساد نيز به همان اندازه بيشتر است. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) با برشمردن حقوق مرد بر زن ميفرمايد: زن نبايد بدون اجازه شوهرش از خانه بيرون برود و اگر چنين كرد، فرشتگان آسمان و زمين و فرشتگان غضب و رحمت بر او لعنت ميفرستند تا به خانه برگردد.[114]
3ُـ آزار نرساندن به شوهرزن نبايد با رفتار و گفتار خويش، او را برنجاند؛ زيرا پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: زني كه شوهرش را خشمگين سازد، نماز و كار نيكش پذيرفته نميشود تا آنگاه كه شوهرش از او خشنود شود. اگر چه روزه بسيار بگيرد و شب را به زندهداري بگذراند و بنده آزاد كند و از اموالش در راه خدا انفاق كند.[115] در حديث ديگري، امام صادق(عليهالسلام) درباره آزار زباني زن چنين ميفرمايد: هر گاه زني به شوهرش بگويد كه من از تو هيچ خيري نديدم، همه كردارش تباه البته هچنان كه در بخش مسئوليتهاي شوهر بيان شد، شوهر نيز بايد از هر گونه آزار رساندن به همسرش خودداري كند.
4ـ خوش رفتاريخوش رفتاري و خوش گفتاري زن با مرد، احترام به شوهر، بازگو نكردن عيبهاي شوهر نزد ديگران، پيش دستي در سلام، بدرقه شوهر هنگام بيرون رفتن و به پيشباز شوهر رفتن، با نام نيك صدا زدن و... از راه كارهايي است كه زن ميتواند به وسيله آنها زندگي شيريني براي خود فراهم سازد. با به كار بستن چنين روشهايي، شوهر هر قدر هم بداخلاق باشد، دگرگون خواهد شد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) چه زيبا فرمود: جهاد زن، خوب شوهر داري كردن اوست.[117]
آراستگي براي شوهردر احاديث بيشماري آمده است كه زن بايد خود را تنها براي شوهرش بيارايد و هيچ گاه براي غير شوهر و نامحرمان، آرايش نكند. امام باقر(عليهالسلام) ميفرمود: شايسته نيست زن بدون زيور باشد، هر چند به گردن بندي باشد كه به گردن ميآويزد و سزاوار نيست دستش از خضاب تهي باشد، هر چند به حنا دست خود را مسح كند حتي اگر پير باشد. [118] اسلام حتي براي زني كه شوهر نابينا دارد، برنامه هاي ويژهاي در نظر گرفته است. پيامبر(صلي الله عليه و آله) زينت چنين زني را بوي خوش و خضاب معرفي ميكند.[119] گفتني است براي اين گونه آرايش و زينت زن براي شوهر هيچ محدوديتي وجود ندارد، بلكه امام باقر(عليهالسلام) ميفرمايد: هر آرايش و زينتي كه زن براي شوهرش ميكند، مانعي ندارد. [120] اين ديدگاه كاملا با روشي كه در جوامع غربي حاكم است، فرق دارد. در آن جوامع، زن در بيرون از خانه و در برابر چشمان هوس آلود افراد هرزه، خود را بيش از پيش زيبا نشان ميدهد. چنين پديدهاي يكي از عوامل بسيار مهم در گسترش فساد اخلاقي و انحطاط اجتماعي است. باري، اسلام، زينت و آرايش زن را تنها براي شوهرش ميخواهد، چنان كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: بر زن واجب است كه خود را براي شوهرش، با بهترين بوها خوش بو سازد و بهترين لباسها را بپوشد و به بهترين زينتها خود را بيارايد.[121] اسلام بر عكس جوامع غربي، اجازه نميدهد كه زن خود را در برابر چشمان نامحرمان بيارايد و خرامان گام بردارد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: هر زني كه خود را خوش بو كند و از خانهاش بيرون برود، تا هنگامي كه به خانه برگردد، بر او لعنت فرستاده ميشود.[122] در حديث ديگري، پيامبر(صلي الله عليه و آله) به زنان مسلمانان دستور داد كه خود را براي غير شوهر زينت نكنند؛ كه اگر چنين كنند بر خداوند حق است كه آنان را به آتش دوزخ گرفتار سازد.[123] با اندكي دقت در ماهيت اين احكام درمييابيم كه اگر به آنها رفتار شود، بسياري از مفاسد اخلاقي در جامعه ريشه كن خواهد شد.
6ـ ديگر وظايفكار در خانه از اموري است كه از وظايف زن نيست، ولي در انسجام و رفاه خانواده نقش فراواني دارد و گونهاي عبادت به شمار ميآيد. امام صادق(عليهالسلام) از پيامبر(صلي الله عليه و آله) نقل ميفرمايد: هر گاه زني به منظور خدمت در خانه شوهر چيزي را جا به جا كند، خدا به او نظر رحمت ميافكند و هر كس كه خدا به او نظر كند، از عذاب در امان است.[124] در روايتي ديگر، حتي دادن يك ليوان آب به شوهر براي رفع تشنگي او، از يك سال روزه داري و شب خيزي براي عبادت، برتر شمرده شده است.[125] يكي ديگر از مسئوليتهاي زن، تصرف نكردن در مال شوهر بدون اجازهي او است، حتي اگر براي صدقه و انفاق باشد. پيامبر(صلي الله عليه و آله) هنگام برشمردن حقوق شوهر بر زن عنوان كرده است: زن نبايد از مال شوهرش صدقه بدهد جز با اجازه شوهرش.[126] فلسفه اين كار در آن است كه مال مرد، امانتي است نزد زن كه بايد به خوبي از آن نگهداري كند. بنابراين، با توجه به آموزههاي اسلامي و گفتار پيشوايان دين، 4 وظيفه اصلي يا نياز مهم خانواده را ميتوان چنين برشمرد: 1ـ نيازهاي مادي: زن و مرد براي برآوردن هزينههاي زندگي، وظيفههايي دارند. مرد بايد هزينههاي مادي زندگي و نفقه را فراهم كند و زن نيز شايسته است با پرهيز از اسراف و تبذير، به اقتصاد خانواده ياري برساند.2ـ نيازهاي جنسي: اين نياز بايد به وسيله زن و مرد به بهترين و كاملترين صورت برآورده شود.3ـ نيازهاي عاطفي: اين نياز با محبت، دلگرمي دادن، سخنان محبت آميز و مهرباني دو جانبه برآورده ميشود.4ـ نيازهاي معنوي: پرورش دادن جنبه معنوي و روحي زن و مرد بسيار مهم است. هر دو بايد بكوشند با گفتار و كردار خويش، همديگر را به سوي ايمان و معنويت و دوري از گناه و مادي گرايي بكشانند و به گفته قرآن، خود و خانواده شان را از آتش دوزخ دور نگه دارند.دانستيم كه نياز زن و مرد به ازدواج و در كنار هم بودن، نياز طبيعي و انكار ناپذير است. هنگامي كه دختر و پسري به سن بلوغ ميرسند و غريزه جنسي به شدت هجوم ميآورد، تنها ازدواج ميتواند كاملترين و بهترين پاسخ گو باشد. پس هرگاه در برابر اين پاسخ فطري طبيعت به غريزه جنسي، مانع ايجاد شود، مشكلات بزرگي به بار خواهد آمد. متأسفانه اين موانع در جامعه ما كم نيست. هم چنان كه شهيد مطهري مينويسد: «در جامعهي امروز ما، جوانان به طور محسوسي از ازدواج شانه خالي ميكنند، حاملگي، زاييدن و بچه بزرگ كردن به صورت امر منفوري براي زنان درآمده است... ازدواجهايي كه نمونهي وحدت روح است جز در ميان طبقاتي كه به مقررات اخلاقي كهن پاي بندند، كمتر ديده ميشود».[127] اينك به موانعي ميپردازيم كه به ترك ازدواج يا دير شدن سن آن ميانجامد:
1ـ چشم داشتهاي بيهودهاين مانع چند جنبه دارد و متأسفانه روز به روز در حال گسترش است. گاهي اين بهانه جويي از سوي پسر و دختر و گاهي از سوي والدين و گاهي به دليل وضعيت اجتماعي خانوادهها صورت ميگيرد. در اين حالت، هر كس ميكوشد با همسري صد در صد ايدهال ازدواج كند كه هيچ گونه كمبود و اشكالي نداشته باشد. كوتاهي يا بلندي قد، پايين بودن ميزان تحصيلات، نداشتن خانه، زندگي با شوهر مادر، شهرستاني بودن، ناشناخته بودن در ميان خويشاوندان و... براي دختر و پسر بهانهگير، دست آويز خوبي براي رد خواستگار يا نرفتن به خواستگاري است. هر چند دقت در زمينه شخصيت، ويژگيهاي اجتماعي و اعتقادي، تناسب تحصيلات و... در گزينش همسر آينده اهميت دارد، ولي آن چه مانع به شمار ميآيد، ديدن «هزار نكته باريكتر از مو» در طرف مقابل است. ديده شده است كه در برخي موارد، نوع مدل لباس و مو، فردي را از ازدواج باز ميدارد، اين در حالي است كه بارها گفتيم ازدواج بر اساس طبيعت انسان و دستور شرع، امري ضروري است. در اين حالت، چه بسا دختراني هستند كه خواستگاران فراواني داشتهاند، ولي هر يك را به دليل همين چشم داشتها و بهانههاي بيجا رد كردهاند. هم چنين پسران بسياري هستند كه به دليل نيافتن دختران صد در صد ايدهآل خود (!) با وجود گذشتن چند دهه از عمرشان، به ازدواج تن نميدهند. چارهي كار آن است كه سطح توقعها و چشمداشتها در ازدواج كاهش يابد وجنبههاي مالي، زيبايي و... نقش فرعي داشته باشند نه اصلي. هم چنان كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) همانندي در ايمان را اصل دانسته و فرموده است: در امر ازدواج، همهي مؤمنان همتاي يكديگرند. [128]
2ـ آداب دست و پاگيريكي از خاكريزهاي فرا روي دختر و پسر و والدين در امر ازدواج، آداب و سنتهايي است كه در جامعه نفوذ كرده و همانند يك واجب و فريضه (!) نقض آن را نه تنها جايز نميدانند، بلكه ضد ديني (!) ميپندارند. متأسفانه چون اين سنتها رنگ مذهبي به خود گرفته است، در همه مراحل ازدواج گريبانگير خانوادهها است و پيمودن راه را دشوار ميسازد. تشريفات سنگين شب خواستگاري، روز عقد، روز جشن و روز عروسي، دعوت از صدها نفر، خريد طلا براي زن با بهاي بسيار گزاف، خريد طلا براي داماد (!)، برخي سنتهاي محلي و لازم الاجرا و... در شمار سنتهاي ناپسندي است كه متأسفانه هنوز رواج دارد. بيشتر اين آداب و سنتها تنها به بهانه چشم و هم چشمي با ديگران ـ براي رو سفيد شدن نزد همسايه ها و خويشاوندان و دوستان!ـ صورت ميگيرد. همچنين با اين سخن كه رعايت اين آداب، محبت ميآورد، بر بيهودگي آن سرپوش ميگذارند. براي نمونه، خريدن طلاهاي هنگفت را نشانهي محبت و اظهار علاقهي داماد و خانوادهاش به عروس عنوان ميكنند، در حالي كه گاهي بهاي اين طلاها از كل حقوق سالانه جوان تازه داماد بيشتر است. بايد گفت اين آداب و سنتها نه ريشه اخلاقي و انساني دارد و نه ريشه شرعي و مذهبي؛ زيرا در مراسم ازدواج بزرگان دين اسلام هيچ كدام از اين موارد ديده نميشود. همانگونه كه در داستان ازدواج بهترين مرد و زن جهان ـ علي(عليهالسلام) و فاطمه(سلاماللهعليها) ـ ديديم كه مراسم به سادگي بسيار تمام انجام شد و چنين سنتهاي دست و پا گيري وجود نداشت. چنين نمونههايي در زندگي پيروان راستين اهل بيت(عليهمالسلام) نيز به چشم ميخورد.[129] يكي از اين نمونهها، داستان شيرين ازدواج دختر فقيه گرانقدر، مرحوم كاشف الغطاء است. مقام علمي و فقهي كاشف الغطاء بر كسي پوشيده نيست. ايشان در يكي از جلسههاي درس خود عنوان ميكند من دختري دارم كه هنگام ازدواج اوست. اگر يك جوان متدين و با اخلاقي بخواهد، دخترم را به ازدواج او درميآورم. در اين ميان طلبهاي برخاست و اظهار علاقه كرد. كاشف الغطاء با توجه به شناختي كه از اين طلبه داشت، به او گفت: پس از كلاس به خانه من بيا. خود نيز پس از رفتن به خانه، با دخترش گفت و گو كرد. وي گفت كه اين طلبه از مال دنيا هيچ ندارد، ولي داراي دانش و اخلاق است. دختر هم پذيرفت و در همان زمان، عقد را خواندند. ايشان يكي از اتاقهاي منزل خودش را حجله قرار داد و دختر را همان شب به خانه بخت فرستاد. اين داماد كسي نبود جز مرحوم شيخ محمد تقي مسجد شاهي كه از فقيهان ارزشمند عصر خويش گشت. رفتار اين بزرگان دين و دانش بسيار آموزنده است. اين رفتار نشان ميدهد كه از يك سو، آنان براي امر ازدواج اهميتي بسيار قائلاند و از سوي ديگر، از بستن هر گونه پيرايههاي غير ديني به آن، دوري ميكنند.
3ـ جهيزيههاي سنگيناين مسأله نيز يكي از مشكلات و موانع ازدواج در جامعه كنوني ما است. اسباب و اثاثيهاي كه بايد در آغاز زندگي مشترك مشكل گشاي دو جوان باشد، خود به مشكلي تبديل شده كه تنها با صرف هزينههاي فراوان و به زانو درآمدن سرپرست خانواده در زير فشار اقتصادي آن، گشودني است. نخستين انديشه پدر و مادر دختر هنگام آمدن خواستگار اين است كه چگونه هزينه جهيزيه دخترشان را فراهم سازند. اگر هم اين توانايي را در خود نميبينند، به ناچار بايد در خانه بماند و شوهر نكند تا خداوند دري بگشايد(!) متأسفانه بيشتر اين اسباب و اثاثيههاي اضافي براي رفع مشكلات دو زوج جوان نيست، بلكه براي آن است كه شمار ماشينهايي كه جهيزيه را ميبرند به اندازه يا بيشتر از ماشينهاي جهيزيه دختر فلان همسايه يا فلان خويشاوند باشد. بد نيست بدانيم كه جهيزيه حضرت زهرا و حضرت علي(عليهالسلام) آن چنان ناچيز بود كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) به گريه درآمد.
4ـ مهريههاي سرسام آورچهارمين مانع ازدواج نكردن يا دير ازدواج كردن، مهريههاي سرسام آوري است كه گاهي رنگ ديني نيز به خود ميگيرد. حتما شنيدهايد كه ميگويند: 124 هزار سكه به نيت 124 هزار پيامبر(صلي الله عليه و آله) يا 72 سكه به نيت 72 تن كربلا، در حالي كه ميتوان گفت: 5 سكه به نيت 5 تن آل عبا. فلسفه وجودي مهريه در ازدواج، پر شدن خلاء اقتصادي زن و استحكام هر چه بيشتر كانون خانوادگي است. مهريه، وسيلهاي براي ميخكوب كردن داماد(!) و بدتر از آن، چشم و هم چشمي نيست. اسلام نيز مهر زياد را نپذيرفته است و آن را ناپسند ميداند. امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: شومي زن به زيادي مهر او و نازايي است.[130] البته احاديث ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد كه از آن چشم ميپوشيم.
5ـ بيكاريشايد بتوان گفت در جامعه امروزي، بيكاري جوانان مهمترين علت ازدواج نكردن است. پيدا كردن شغل، آن هم متناسب با تحصيلات و ويژگيهاي دلخواه جوان بسيار مشكل است، به گونهاي كه تا جوان بخواهد به كار و منبع درآمدي دست يابد و سپس ازدواج كند، به دههي سوم يا حتي چهارم زندگي گام خواهد نهاد. بدون داشتن شغل نيز ازدواج كردن، بسيار مشكل آفرين و حتي امكان ناپذير به نظر ميرسد.
6ـ چشم و هم چشميمتأسفانه بيشتر آداب و رسوم مراسمهاي خواستگاري و عقد و عروسي زاييدهي همين بلاي اجتماعي است. چشم و هم چشمي بر رفتار بيشتر خانوادهها در امر ازدواج تأثير ميگذارد و كار ازدواج را بيش از پيش دشوار، پرهزينه و پيچيده ميسازد.
7ـ اجبار در همسرگزينيمتأسفانه در برخي موارد ديده ميشود كه پدر و مادر پسر يا دختر آن چنان مستبدانه با اين پديده برخورد ميكنند و ميخواهند نظر خويش را بر كرسي بنشانند كه جوان پس از مدتي، تمايل به ازدواج را از دست ميدهد.
8ـ توكل نداشتن بر خداوندگاهي بعضي از افراد، شرايط اوليه براي ازدواج را دارا هستند، ولي مسايلي هم چون گراني و هزينه بالاي زندگي را مطرح ميكنند. اين مسأله نشان ميدهد كه آنان به خداوند توكل ندارند و از فضل الهي نااميدند . اين مسأله آفت بزرگي است، در حالي كه خداوند در آيات 32 و 33 سوره نور ميفرمايد: بي همسران خود و... را همسر دهيد. اگر تنگ دستند، خداوند آنان را از فضل خويش بينياز خواهد كرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 5:32 توسط رضا کلک |
|
پيآمدهاي ازدواج و زيانهاي ترك آن از ديدگاه اسلامپيآمدهاي فردي ازدواجدر اين بخش به طور گذرا به مهمترين پيآمدهاي فردي ازدواج از ديدگاه اسلام ميپردازيم. 1ـ برآوردن غريزهي جنسيغريزه جنسي از مهمترين غريزهها نهفته در نهاد بشر است كه در دورهاي ويژه آشكار ميشود. به اين غريزه بايد به درستي پاسخ داد؛ زيرا هر گونه پاسخ افراطي يا تفريطي، انسان را به مشكل دچار ميكند.[47] از نظر اسلام، ازدواج، پاسخ درست به جنب و جوش و آشكار شدن غريزه جنسي است. آدمي با ازدواج ميتواند اين غريزه سركش را مهار كند و خود را از درافتادن به گرداب فحشا و بيبندوباري جنسي در امان دارد. بدين صورت، جوان مؤمن با ازدواج هم غريزه خود را به طور كامل برآورده ميسازد و هم ايمان خود را از آسيب نگه ميدارد.
2ـ تكامل رفتاريمرد و زن ويژگيهايي دارند كه در ديگري نيست. براي نمونه، شدت مهر و محبت در زن بيشتر است. در مقابل، قهر و جلال در مرد بيشتر است. بنابراين، هر كدام كاستيهايي دارند كه اين كاستيها با ازدواج جبران ميشود. در حقيقت، ازدواج نوعي تكامل زن به وسيلهي مرد و تكامل مرد به وسيلهي زن است. به همين دليل اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) ميفرمود: «هيچ صحابهاي از اصحاب پيامبر(صلي الله عليه و آله) ازدواج نميكرد، مگر اين كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمود: او دين خويش را كامل كرده است».[48]
3ـ آرامش روحيآرامش روحي يكي از نعمتهاي بسيار مهم الهي است كه خداوند آن را در ازدواج مقرر فرموده است. خداوند ميفرمايد: يكي از نشانههاي الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان، جفتي بيافريد كه در كنار او آرامش يابيد و با هم انس بگيريد.[49] الفت داشتن و همنشيني انسان با كسي كه در مراحل دشوار زندگي، دوش به دوش انسان گام بردارد و مايه آرامش قلبي و زدودن خستگيهاي جسمي و روحي بشود، به ويژه در عصر ماشيني و بيروح كنوني بسيار اهميت دارد. زن و مرد در كنار هم، تكيه گاه يكديگرند و در مشكلات به همديگر ياري ميرسانند. آن گاه با عشق و محبتي كه خداوند در دل آنان قرار داده است، به آرامشي جاودان ميرسند؛ زيرا اين عشق و محبت، الهي است. خداوند ميفرمايد: « وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ؛خداوند ميان شما، محبت و مهرباني را برقرار ساخت».[50] پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حديث زيبايي ميفرمايد: «براي مؤمن چه سودي بهتر از زن شايسته كه هرگاه او را ميبيند، شادمان شود».[51] روانشناسان براي كساني كه از اين نعمت برخوردار نيستند، عوارضي هم چون، «ضعف و خستگي و كوفتگي عمومي، هراس و دلهره از خطرهاي توصيف ناپذير، بيقراري و ناآرامي، بيخوابي، خستگي فكري و...»[52] را برميشمرند.
خداوند در قرآن ميفرمايد: « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ؛ زنها لباس شما هستند و شما (مردان) لباس زنها هستيد»[53]. برخي استادان اخلاق براي لباس در اين آيه، سه معنا بر شمردهاند: الف) زن و مرد، زينت يكديگر و مايه مباهات و افتخار همديگر هستند؛ چنان چه لباس نيز زينت است. البته اين افتخار و احساس رواني آن بسيار اهميت دارد. ب) زن و مرد مايه تهذيب نفس يكديگرند و همديگر را از آلودگي به گناه باز ميدارند. يكي از كارهاي لباس، حفظ بدن از خطرهايي مانند سرما است. بنابراين، همسران نيز همديگر را در افتادن به گناه باز ميدارند و سبب تكامل همديگر ميشوند. ج) زن و مرد پوشاننده يكديگر هستند. هم چنان كه لباس، عيبها و زشتيهاي بدن را ميپوشاند، مرد و زن نيز عيب يكديگر را ميپوشانند و اصلاح ميكنند.[54]
5ـ بهبود وضع اقتصاديازدواج افزون بر تكامل دين، به پيشرفت اقتصادي ميانجامد، زيرا حس مسئوليت، پرهيز از اسرافگري و آينده نگري براي خود و فرزندان، پس از ازدواج رخ ميدهد. وعده خداوندي در سوره نور و گفتار پيشوايان دين در اين باره نيز بر اين معني تأكيد ميكنند.
1ـ افزايش قدرت جامعهخانواده، قديميترين، كوچكترين و مهمترين نهاد اجتماعي است كه با ازدواج شكل ميگيرد. از به هم پيوستن خانوادهها نيز قبيله، روستا، شهر، استان و كشورها پديد ميآيد. پس خانواده، پايه و اساس هر جامعه به شمار ميآيد و اصولاً فرض يك جامعه بدون خانواده ناممكن است. بنابراين، نتيجه ميگيريم كه استحكام و پويايي خانواده ـ كه در ازدواج ريشه دارد ـ مايه قدرت و قوت جامعه است. در اين صورت، هر چه ازدواجها به درستي قوام يابد، جامعه نيز روال طبيعي خود را ميپيمايد و از هجوم انديشههاي ناسازگار ديگر جوامع در امان ميماند. بدين ترتيب، ازدواج و در كنار آن، رابطه صميمي و دوستانه زن با شوهر از يك سو و روابط گرم فرزندان با پدران و مادران از سوي ديگر، با گسترش و قدرت ملي پيوند ميخورد. هرگاه اين روابط در جامعهاي سردتر بوده و آمار طلاق بالاتر باشد، به همان اندازه از قدرت ملي آن كشور كاسته ميشود.
2ـ بنا نهادن نخستين آموزشگاهبا ازدواج اين امكان پديد ميآيد كه فرزند به محض به دنيا آمدن از يك سرپناه مطمئن به نام خانواده برخوردار باشد. فرزند در ا ين سرپناه مطمئن كه نقش آموزشي و پرورشي آن بسيار مهم است. نخستين آموزشهاي لازم را براي ورود به زندگي دريافت ميكند. فرزند با آموختن اين آموزشها و اندوختن نخستين تجربههاي مهر پدر و مادر به عرصه زندگي اجتماعي گام مينهد. اگر به دليل ارتباط آزاد جنسي و غير مشروع زن و مرد و در پي آن، تولد فرزند نامشروع، چنين پناهگاه مطمئن و آموزشگاه سالمي به وجود نيايد، مشكلات بسياري دامن گير آن فرزند و اجتماع خواهد گرديد. معمولاً چنين كودكان نامشروعي به دليل محروم ماندن از آموزش و پرورش خانوادگي و نديدن محبت پدرانه و مادرانه، به سرعت به بزه كاري روي ميآورند. آنان با رفتارهاي بزهكارانه و گاه جنايت كارانه خويش، آسايش را از جامعه سلب خواهند كرد كه درمان آن نيز به آساني ممكن نيست. ازدواج در پيشگيري از پديد آمدن چنين فرزنداني و در امان نگهداشتن جامعه از پيآمدهاي آن، اهميت بسزايي دارد. يكي از عوامل تشويق اسلام به ا زدواج، منع فحشا و تحريم زنا، آگاهي از همين مشكلاتي است كه متأسفانه روز به روز بر دامنه آن در جامعه افزوده ميشود.
3ـ پاسداري از سنتهاي اجتماعيهر جامعه از يك سلسله سنتها و فرهنگهاي اجتماعي و اخلاقي تشكيل شده است كه از نسلي به نسل ديگر انتقال مييابد و در گردونه حيات، پايدار ميماند. اين فرهنگها، سنتها و ارزشهاي اجتماعي ـ اعم از بومي و ملي ـ از راه ازدواج و تشكيل خانواده منتقل ميشود. چنان چه آمار ازدواج در جامعهاي كاهش يابد يا ارتباط آزاد جنسي فراوان گردد، ممكن است اين اصول و سنتهاي فرهنگي كم كم سست شوند. چنين سنتهايي در كانون خانوادهها حفظ ميشود و ا نتقال مييابد، ولي در روند ارتباط آزاد جنسي، خبري از خانواده نيست تا اين سنتها منتقل شود و پايدار بماند.
4ـ پيشرفت اقتصاديچنان كه گفته شد ازدواج به پيشرفت اقتصادي فرد ميانجامد. از آن جا كه اقتصاد جامعه از اقتصاد افراد تشكيل ميشود، هر چه وضع زندگي و ا قتصاد خانوادهها بهتر شود، وضع اقتصادي جامعه و كشور بهبود مييابد. هر چند اين نقش پس از انقلاب صنعتي كمرنگ تر شده است، ولي همه ميدانيم كه هر قدر كوشش اقتصادي خانوادهها افزايش يابد، وضع اقتصادي جامعه نيز بهبود خواهد يافت.
5ـ حفظ ايمان و كاهش بزهكاري در جامعهدانستيم كه ازدواج در كامل شدن دين فرد و پيشگيري از ارتكاب بزه نقش دارد. همچنين از فضيلت انسان متأهل آگاه شديم و دريافتيم كه ازدواج از ديدگاه اسلام، هويتي كاملا ديني و مذهبي دارد. پس اگر آمار ازدواج در جامعهاي اندك باشد و برعكس، روابط آزاد دختر و پسر رايج شود، از كمرنگ شدن ايمان مذهبي در اجتماع حكايت ميكند. آشكار است كه اگر جوانان به دلايل گوناگون مانند موانع اقتصادي، اجتماعي و ... نتوانند غريزه جنسي خود را به درستي پاسخ گويند و از عفت و حيا و شرم كافي در رفتار اجتماعيشان برخوردار نباشند، جامعه به كژراهه خواهد رفت. شيرينيهاي دروغين روابط عاشقانه، ميتواند ايمان جواناني را كه هيچ تجربهاي در زندگي ندارند، از بين ببرد و ميدانيم كه يك فرد بيايمان نيز به هر فساد و فحشايي دست خواهد زد. گسترش فساد اخلاقي و باندهاي تبه كار از آن جا ريشه ميگيرد كه فرد نميتواند يا نميخواهد با ازدواج به غريزه خود پاسخ دهد به همين دليل، جامعه را به دره هولناك انحطاط اخلاقي ميكشاند. از اين گونه نمونهها بسيار به چشم ميخورد كه براي نمونه به قوم لوط و ثمود ميتوان اشاره كرد. پس اگر مسئولان و خانوادهها به كاركرد مهم ازدواج در مبارزه با تهاجم فرهنگي به درستي توجه كنند، ميتوانند از آن به عنوان حربهاي براي مبارزه با فساد و فحشا بهره بگيرند.
براي شناخت آسيبهايي كه بر اثر ترك ازدواج بر فرد وارد ميشود، بايد به اهميت ازدواج از نظر زيست شناسي و بهداشت جسمي و رواني پي ببريم. بارها گفتيم كه ازدواج، پاسخ درست و طبيعي به گرايش جنسي است و چون اين گرايش بسيار اهميت دارد، «روان شناسان ريشه بسياري از عوارض ناراحت كننده عصبي و بيماريهاي رواني و اجتماعي را احساس محروميت به ويژه در زمينه امور جنسي تشخيص دادهاند».[55] پژوهشها نشان داده است كه اگر هنگام هجوم اميال جنسي ـ كه خداوند در وجود زن و مرد قرار داده است ـ به اين گرايش به درستي پاسخ داده نشود يا سركوب شود، آسيبهاي جسمي و رواني فراواني براي فرد و جامعه ايجاد ميشود. پس اين نيروي طبيعي بايد همانند ديگر نيروهاي وجود آدمي تعديل گردد و از زيادهروي ـ آزادي كامل جنسي ـ يا كوتاهي در آن ـ ازدواج نكردن ـ پرهيز شود. پيشتر گفتيم كه بيماريهاي جسمي و روحي مانند: افسردگي، گوشه نشيني و... از پيآمدهاي منفي برآورده نشدن اين غريزه است. دانشمندان در افرادي كه مدتي گرفتار تحريكات جنسي بوده و نتوانستهاند آن را برآورند، برخي ناراحتيهاي عصبي مانند: تنگي نفس، ناراحتي قلب، افزايش تپش قلب، خستگي و كوفتگي عمومي، ناراحتي معده، سردرد، هراس و دلهره از خطرهاي توصيف ناپذير، بيقراري و ناآرامي، بيخوابي، بياشتهايي و خستگي فكري را ديدهاند. اين يك سوي ماجرا است. از سوي ديگر، اگر آدمي بخواهد براي برآوردن اين غريزه به روش هاي نادرست مانند: روابط جنسي آزاد پناه ببرد، پيآمدهاي به مراتب بدتري خواهد داشت. بيماريهايي چون: سيفليس، سوزاك، ايدز و ناراحتيهاي عصبي، ارمغان همين روابط آزاد جنسي است. در اين ميان، مهمترين معضل قرن ما «ايدز» است كه دگرخواهي جنسي را عامل اصلي انتقال اين بيماري وحشتناك دانستهاند. ايدز «به عنوان يك بيماري مسري و مهارنشدني، همه روزه 16 تا 20 نفر را آلوده ميكند و پس از مدتي به كام مرگ ميكشاند. از آغاز شيوع ايدز تا كنون 20 ميليون نفر جان خود را از دست دادهاند كه از اين تعداد، تنها 8/2 ميليون نفر در سال 1999 مردهاند».[56] كشور ما نيز از اين بلاي خانمان سوز در امان نمانده است و بر اساس آخرين آمار «تا آذر ماه سال 79، 2271 نفر در ايران به ايدز مبتلا شدهاند».[57] هر چند آمار واقعي بيشتر از اين عدد است و هر روز بر آن افزوده ميشود، ولي عمق فاجعه هنگامي آشكار ميشود كه از پيآمدهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بهداشتي ايدز آگاه گرديم. اگر با ديدي كليتر به پديده ايدز بنگريم، خواهيم ديد كه گسترش آن به نابودي سرمايههاي كشور خواهد انجاميد. همه اين آسيبها به دليل روي آوردن به شيوه غير طبيعي ارضاي غريزه جنسي است. آشكار است كه اگر موانع ازدواج برداشته شود و ازدواج آسان گردد، كمتر به اين آمارهاي وحشتناك برميخوريم. پيآمدهاي اجتماعي اين وضعيت نيز بسيار خطرناك است؛ زيرا جوان به طور طبيعي ميخواهد براي خود همسر برگزيند، ولي در همه راههاي طبيعي آن، با مانع روبهرو ميشود. اگر ايمان مذهبي نتواند وي را مهار كند، در سطح اجتماع در پي گم شدهي خود، به هوا و هوسهاي خياباني و زودگذر دل ميبندد. بدين ترتيب بسياري از انرژيهاي بالقوه دوران جواني را به هدر ميدهد و فضاي جامعه را نيز به فساد اخلاقي آلوده ميسازد.آلودگي جوانان، كاهش ايمان مذهبي جامعه، گسترش فرهنگ بيحجابي و عريان گري غربي، به هدر رفتن انرژي و زمان جوانان و گسترش باندهاي فساد و فحشا، نمونههايي از اين مشكلات است. پديده ديگر، پيدايش كودكان نامشروع است كه رهآورد ارتباط نامشروع و غير قانوني جنسي هستند. اين پديده يكي از مشكلهاي اجتماعي و اخلاقي جامعههاي انساني است كه روز به روز در جهان و به تبع آن در كشور ما افزايش مييابد. «در انگليس از هر 20 كودكي كه به دنيا ميآيد، يكي نامشروع است. در سوئد 33/10%، انگليس 88/4% و در ايتاليا 6/2% كل كودكان متولد شده ناشي از روابط آزاد هستند.»[58] و در آماري ديگر ميخوانيم كه «هر شب، 8000 نوزاد را در اروپا و آمريكا بر سر راه ميگذارند».[59] هر چند آمار اين پديده در جامعه ما مشخص نيست، ولي با نگاهي گذرا به گسترش رفتارهاي نامطلوب اجتماعي و فساد اخلاقي كه كم كم بيشتر طبقات جامعه را در بر ميگيرد، ميتوان دريافت كه آمار كودكان نامشروع در كشور ما نيز رو به افزايش است. آسيبهاي ترك ازدواج يا دير شدن آن تنها به همين جا محدود نميشود. افزون بر گسترش جرم و جنايت، فحشا و اعمال منافي عفت كه هر روز، خبر آن را در روزنامهها ميخوانيم، دوري جوانان از كوششهاي علمي، افت تحصيلي و ترك تحصيلي را نيز بايد در شمار آسيبهاي اين مسأله بياوريم. آثار زيان بار ترك ازدواج در بعد اقتصادي نيز قابل ملاحظه است. جواني كه عمر و انرژي مفيدش بايد در راه پيشرفت اقتصادي خود و جامعهاش به كار رود، اين سرمايهي ملي را با جاذبههاي زودگذر جنسي داد و ستد ميكند و ضربهاي سخت بر پيكر ناتوان اقتصاد جامعه وارد ميآورد. نيروي كاردان نسل جوان، مهمترين سرمايه هر جامعهاي به شمار ميآيد كه در نبود چنين سرمايهاي، اقتصاد جامعه از هم فرو خواهد پاشيد. در يك نتيجه گيري كلي ميتوان به اين واقعيت پي برد كه هر قدر موانع ازدواج كمتر باشد يا اصلا مانعي بر سر راه ازدواج جوانان نباشد، اين آسيبها كمتر ميشود. برعكس، هر قدر اين موانع بيشتر شود، جوان يا ازدواج نميكند يا اين كه غريزه جنسي خويش را از راههاي نامشروع برآورده ميسازد. آشكار است كه در هر دو صورت، فرد به آسيبهاي رواني، جسمي، اجتماعي و اقتصادي دچار ميشود و به اجتماع خود نيز آسيب وارد ميسازد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 5:31 توسط رضا کلک |
|
|
ازدواج همهي پيامبران(صلواتاللهعليهم) الهي در آموزههاي خود بر سعادت بشري پاي فشردهاند. هم چنين به دليل نقش ويژه ازدواج در اين راه، پيامبران، اصولي براي آن در نظر گرفتهاند . ازدواج آخرين و كاملترين دين الهي ، يعني اسلام، رنگ ويژهاي به خود گرفته است. به گونهاي كه در قرآن و احاديث ، بحثهاي مفصلي دربارهي آن به چشم ميخورد. پيشتر ديديم كه همهي دينها ـ با وجود انحرافهاي رخ داده در آنها ـ و تمدنها بر پايه ديدگاه خود دربارهي زن و رابطه جنسي، ديدگاههايي دربارهي ا زدواج ارايه كردهاند. اينك بايد ديد اسلام درباره اهداف ازدواج و ملاكهاي همسريابي و... چه ديدگاهي دارد و چه برنامههايي براي امر زناشويي تنظيم كرده است. با نگاهي گذرا به قرآن و روايات اهل بيت(عليهالسلام) ميتوان دريافت كه اسلام براي همه مراحل ازدواج ـ همانند: خواستگاريء عقد، زفاف، توليد نسل، مهريه و... ـ برنامه در نظر گرفته و همه جنبههاي اين امر پسنديده الهي را روشن ساخته است. اينك در آغاز بحث به ديدگاه قرآن درباره ازدواج و احكام آن ميپردازيم.
ازدواج از ديدگاه قرآنقرآن، كتاب هدايت و سعادت بشري و منبع شايستهاي براي درك مفاهيم و مسايل ازدواج است. بر خلاف ديگر كتابهاي مقدس كه رهبانيت و تجرد را مقدس ميشمارند يا آزادي و بيبند و باري در اخلاق جنسي را پيشنهاد ميكنند، قرآن راه ميانه را برگزيده است. خداوند متعال ميفرمايد: « وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ؛ و به آنچه خدايت داده است، براي آخرت را بجوي و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و هم چنان كه خدا به تو نيكي كرده است، نيكي كن و در زمين فساد مجوي، زيرا خدا، فسادگران را دوست نميدارد».[1] بر اساس همان قاعده كلي ـ وابستگي ديدگاه هر دين و ملتي درباره ازدواج به ديدگاه آن دربارهي زن ـ هرگاه در جامعهاي زن جايگاه حقيقي خود را به دست آورده، ازدواج نيز از اهميت فراواني برخوردار شده است. بر عكس، هرگاه در جامعهاي، انسانيتي براي زن فرض نشود و تنها مانند كالاي قابل خريد و فروش بدان بنگرند، ميتوان حدس زد كه جايگاه ازدواج در آن جامعه چگونه خواهد بود. نمونه آن را در گفتارهاي پيشين ديديم. بنابراين، در آغاز بحث، ديدگاه قرآن و اسلام را نسبت به زن بررسي ميكنيم. 1ـ خداوند هيچ گاه در قرآن ميان زن و مرد، تفاوت نگذاشته و تنها به مردان خطاب نكرده است، بلكه با جملهي «يا ايها الناس» با آدمي سخن گفته است. هم چنين اگر در دايره محدودتر، به مؤمنان ندا داده است كه: «يا ايهاالذين آمنوا» باز منظور، زن و مرد مؤمن بوده است نه تنها مرد، البته تاريخ نشان داده است كه گاهي اين زنان بودهاند كه زودتر از مردان به اين نداي الهي، پاسخ مثبت دادهاند. براي نمونه، حضرت خديجه نخستين زن مسلمان تاريخ است. 2ـ سخن در اين است كه: مرد و زن از يك مبدأ آفريده شدهاند يا از دو مبدأ گوناگون؟ آيا زن به تبع مرد ـ و نه به دليل اصل وجودياش ـ آفريده شده است؟ قرآن به اين پرسش چنين پاسخ ميدهد: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء ؛ اي مردم! از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدي» آفريد و جفتش را [نيز] از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسياري پراكنده كرد، پروا داريد».[2] از اين گفته درمييابيم كه همهي انسان ها اعم از زن و مرد از يك مبدأ و گوهر آفريده شدهاند ودر اين زمينه، مردان بر زنان هيچ گونه برتري ندارند. پس قرآن به اين نظريه كه وجود زن، اصلي نبوده و تابع وجود مرد است، پاسخ منفي ميدهد. 3ـ يكي از بحثهاي ديگري كه ميدان تاخت و تاز نظريههاي گوناگون شده اين است كه: چه چيزي سبب گرايش زن و مرد به يكديگر ميشود؟ چه عاملي، زن و مرد را وادار ميكند به ازدواج بانديشند و به آن تن دردهند؟ برخي در پاسخ به اين پرسش، تنها ميل جنسي را عامل اصلي گرايش زن و مرد به يكديگر معرفي ميكنند. در مقابل، قرآن با رد اين نظريه ميگويد: انسان، اشرف موجودات جهان است. بنابراين، هدفي را كه براي حيوانات اصيل است و سبب گرايش نر و ماده حيواني به يكديگر ميشود، نميتوانيم درباره او صادق بدانيم. قرآن، عامل اصلي علاقهي زن و مرد به يكديگر را آرامش و سكوني معرفي ميكند كه در پرتو ازدواج به آن دست مييابند: « هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا ؛ اوست خدايي كه همه شما را از يك تن بيافريد و از ا و نيز جفتش را مقرر داشت تا با او انس و الفت گيرد».[3] اين آيه با تكيه بر يكي بودن اصل و گوهر زن و مرد، عامل اصلي گرايش را آرام بودن زن و مرد در كنار يكديگر معرفي ميكند. خداوند در جاي ديگر ميفرمايد: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ و يكي از نشانههاي لطف الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان، جفتي (و همسري) بيافريد كه در بر او آرامش يابيد و با هم انس گيريد و ميان شما، مهرباني و قرار ساخت. به يقين، در اين [نعمت] براي مردمي كه ميانديشند، نشانههايي است».[4] اين آيه به صراحت ميگويد كه اين مهرباني و آرامش را خود خداوند ايجاد كرده و در ذات زن و مرد قرار داده است. پس خود خداوند، مهر و محبت همسران را در دل هم گذارده و اين محبت الهي، آن دو را به سوي يكديگر ميكشاند. علامه طباطبايي در تفسير «الميزان» در ذيل اين آيه مينويسد: «هر يك از زن و مرد در حد خود و في نفسه، ناقص و محتاج به طرف ديگر است و از مجموع آن دو، واحدي تام و تمام درست ميشود و به خاطر همين نقص و احتياج است كه هر يك به سوي ديگري حركت ميكند و چون بدان رسيد، آرامش و سكونت مييابد؛ چون هر ناقصي مشتاق به كمال است و هر محتاجي مايل به زوال حاجت و فقر خويش است».[5] بنابراين، عامل اصلي گرايش زن و مرد ـ همسران ـ به يكديگر را كه پيش زمينه ازدواج است، در آيات قرآن ديديم. از همين آيات، هدف ازدواج نمودار ميگردد؛ زيرا ازدواج چون به آرامش قلبي زن و مرد ميانجامد، در رستگاري و نزديكي او به خداوند نيز نقش مهمي دارد. اينك به طور گذرا به آياتي ميپردازيم كه جنبههايي از شرايط و احكام ازدواج را بيان كردهاند. در اين بخش ميكوشيم تنها آن آيههايي را بياوريم كه بيشتر با بحث ازدواج تناسب دارد؛ زيرا آيات فراواني درباره احكام ازدواج بيان شده است.
قرآن در اين باره ميفرمايد: « فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ؛ هر چه ا ز زنان كه شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه ، چهار چهار، به زني گيريد. پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد، به يك [زن آزاد] يا به آن چه [از كنيزان] مالك شدهايد، بسنده كنيد».[6] اين آيه كه درباره تعدد همسران و شرايط آن نازل شده، داشتن بيش از 4 زن را مجاز ندانسته است. شرط داشتن زنان متعدد نيز رعايت عدالت و ستم نكردن به آنان عنوان شده است. برخي، نظريه تعدد همسران را يكي از نقطه ضعف هاي اسلام دانستهاند. در پاسخ بايد گفت: اسلام اين ساختار را بي قيد و شرط نگذارده است، بلكه براي پيشگيري از سوء استفاده مرد از زن، شرط رعايت ميان زنان را آورده است. سخن دربارهي علت جواز تعدد همسر در اسلام بسيار است و درباره آن نظرهاي گوناگوني ارايه شده است. در اين جا به حديثي از امام رضا(عليهالسلام) بسنده ميكنيم. روزي دربارهي تعدد همسران در اسلام از ايشان پرسيدند. حضرت فرمود: اگر مرد چهار زن هم داشته باشد، فرزندي كه هر يك از آنها بياورد، فرزند اوست، ولي اگر زن دو همسر يا بيشتر داشته باشد، نميتوان دريافت فرزندي كه به دنيا ميآيد، از آن كدام شوهر است.[7]
« وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ؛ با زنان مشرك ازدواج نكنيد، مگر ا ين كه ايمان آورند. همانا كنيزكي با ايمان از زن آزاد مشرك بهتر است، هر چند [زيبايي] او، شما را به شگفتي آورد».[8] اين آيه، يكي از شرايط ازدواج، يعني همتايي ديني همسر را بيان ميكند. زن مشرك همتاي مرد مسلمان نيست. بنابراين، شايستگي ازدواج با يك مؤمن را ندارد و بر عكس، اين آيه نشان ميدهد كه ايمان از معيارهاي بسيار مهم در همسر گزيني است.
خداوند ميفرمايد: « عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا ؛ در زندگي با زنان خود، با انصاف و خوش رفتار باشيد و چنان كه زن دلپسند شما نباشد، چه بسا بسيار چيزها ناپسند شما است و حال آن كه خدا در آن، خير بسيار براي شما مقدر فرموده است».[9] به گفتهي علامه طباطبايي، اين آيه «يك اصل آسماني قرآن براي زندگي اجتماعي زن ميباشد».[10] پيشتر گفتيم كه در برخي اقوام و ملتها، مردان حق داشتند زنان خود را به راحتي بكشند و با او مانند حيوان رفتار ميكردند. در اين جا ميبينيم كه قرآن با منطق بسيار زيبا، زن را لازمه مرد و مكمل او معرفي ميكند. از اين رو، به او دستور ميدهد كه با همسر خود با انصاف و كرداري خوش، رفتار كند و از ستم كاري در حق او بپرهيزد. حتي گوشزد ميكند كه اگر خوش تان نيامد، او را مانند كالايي به بيرون پرتاب نكنيد، بلكه تا آن جا كه ممكن است انديشه جدايي و طلاق را به خود راه ندهيد. اين بدان دليل است كه انسان همواره دچار حب و بغضهايي ميشود. شايد اگر بردبار باشيد و بر اساس رفتار اسلامي با او رفتار كنيد، حقايق آشكار شود و به اشتباه خود پي ببريد. در اين جا نيز ميبينيم كه ديدگاه قرآن درباره ازدواج و گزينش همسر، ديدگاهي مهربانانه و همراه با رحمت و محبت است و ازدواج را تنها خريد يك كالا نميداند كه هرگاه شوهر نخواست، بتواند آن را پس بدهد.
حرمت ازدواج با محارمخداوند ميفرمايد: « وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء ...؛ با زن پدرتان ازدواج نكنيد مگر آن چه پيشتر رخ داده است؛ زيرا كاري ناپسند و مايه خشم خداوند است و عملي بسيار زشت است. حرام شد براي شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعي و خواهران رضاعي و مادر زن و دختران زني كه در دامن شما پرورش يافتهاند، اگر با زن مباشرت كرده باشيد و اگر نزديكي نكردهايد و طلاق دهيد، مانعي نيست كه با دختر خود او ازدواج كنيد. هم چنين ازدواج با زن فرزندان صلبي و جمع ميان دو خواهر حرام است. مگر آن چه پيش از نزول اين حكم رخ داده، زيرا خداوند بخشنده و مهربان است. ازدواج با زنان شوهر دار حرام است، مگر آن زنان كه مالك شدهايد. اين فريضهاي الهي است كه بر شما مقرر گرديده و هر زني جز آن چه گفتيم، حلال است كه با اموال خود به زناشويي بگيريد در صورتي كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد ـ پس اگر شما از آنان بهرهمند شويد، حق معيني را كه مهرشان است، به ايشان بپردازيد و بر شما باكي نيست كه پس از تعيين مهر نيز به چيزي با هم تراضي كنيد. البته خدا دانا و بر حقايق امور جهان آگاه است». [11] اين آيه، محدوده انتخاب همسر را مشخص ميكند و كساني را كه ازدواج با آنان حرام است، نام ميبرد.
ترس از فقر نبايد مانع ازدواج شودخداوند ميفرمايد: « وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ...؛ بي همسران خود و غلامان و كنيزان درست كارتان را همسر دهيد. اگر تنگ دستند، خداوند آنان را از فضل خويش بينياز خواهد كرد، زيرا خدا گشايشگر داناست. كساني كه [وسيلهي] زناشويي نمييابند، بايد عفت ورزند تا خدا، آنان را از فضل خويش بينياز گرداند».[12] خداوند در آيه نخست، همه مسلمانان را تشويق ميكند كه به تشكيل خانواده دست يازند. از سوي ديگر، درباره يكي از موانع ازدواج، يعني فقر مادي و اقتصادي ميفرمايد كه فقر نبايد مانع ازدواج گردد. خداوند به زن و مرد فقير مژده ميدهد كه ، اگر پيش قدم شوند، آنان را از فضل خويش بينياز ميسازد. همچنين در آيه دوم اشاره ميكند كه اگر به هر علتي، زن و مردي نتوانستند ازدواج كنند، بايد بكوشند با عفت و پاكدامني و تقواي الهي غريزهي به هيجان در آمده خود را كنترل كنند. در اين صورت، خداوند نيز به آنان لطف ميكند و زمينه تشكيل خانواده را براي ايشان فراهم ميآورد. در اين جا به اين دو نكته ميرسيم كه اسلام بر خلاف رهبانيت و بوداييسم، ازدواج را تشويق ميكند. همچنين به آنان كه زمينه ازدواج ندارند، پيشنهاد ميكند كه خويشتن دار باشند و بر خلاف انديشمندان غربي، آنان را به بيبند و باري جنسي فرا نميخواند. پيش گرفتن چنين شيوههايي از آن جا ريشه ميگيرد كه اسلام، دين انسان سازي و قرآن، كتاب رستگاري است. اينها نمونهاي از آيات قرآن مجيد درباره ازدواج بود. البته آيات ديگري هم چون آيه 187 سوره بقره[13] (كه مرد و زن را لباس يكديگر ميشمارد). آيه 4 سوره نساء (درباره مهريه) و آيه 7 سوره طلاق (درباره نفقه) نيز وجود دارد كه از آنها چشم ميپوشيم. ازدواج از ديدگاه روايتهاي معصومان(عليهمالسلام) همچنان كه قرآن، كتاب هدايت بشر است، مفسران قرآن نيز كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهمالسلام) هستند، براي هدايت انسانها فرستاده شدهاند. اينك به ديدگاه پيشوايان دين اسلام به ويژه مذهب تشيع درباره هدف، فلسفه و ملاك هاي ازدواج ميپردازيم. خوشبختانه روايتهاي بسياري درباره ازدواج وجود دارد و هيچ زاويهاي از زواياي پيچيده اين سنت الهي از چشمان تيزبين ائمه(عليهمالسلام) و پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) پنهان نمانده است. امام صادق(عليهالسلام) در حديثي ميفرمايد: «دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران(عليهمالسلام) است».[14] پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) فرموده است: «من از دنياي شما تنها از زن و بوي خوش، بهره بردهام».[15] هم چنين در حديث ديگري از ايشان ميخوانيم: «نور چشمانم در نماز است و لذت من در زنان».[16] از اين احاديث درمييابيم كه ديدگاه معصومين(عليهمالسلام) درباره زن با ديگر ديدگاهها چه تفاوتي دارد. ديگر ديدگاهها زن را موجودي شرور و شري ضروري و مايه بلاي مرد ميدانست و حتي مقام او را تا سطح حيوان و كالا پايين ميآورد. در مقابل، اين ديدگاه، به زن نگاهي آسماني دارد. نكته اصلي در اين روايت، پرهيز از افراط و تفريط درباره ابراز علاقه به زن است؛ زيرا روايتهايي در دست داريم كه مسلمانان را از زيادهروي در دوست داشتن زنان، نهي ميكند. با توجه به اين ديدگاه معتدل درباره زن، برخي موضوعهاي مربوط به ازدواج را از لابهلاي احاديث معصومين(عليهمالسلام) ميآوريم.
تشويق به ازدواجدر روايات بر اهميت ازدواج و پيآمدهاي مثبت آن بسيار تأكيد شده است. دليل چنين اهميتي را در اين عوامل بايد جست و جو كرد: دور نگه داشتن مؤمن از فساد و فحشا، جبران كمبودهاي طبيعي زن و مرد، نزديكتر شدن به كمال الهي، دست يابي به آرامش روحي. پيامبر (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: «در اسلام هيچ بنايي نزد خدا دوست داشتني تر از بناي ازدواج نيست».[17] در جاي ديگر چنين ميفرمايد: ازدواج كنيد، زيرا من در روز قيامت به فراواني امتم افتخار ميكنم تا آن جا كه فرزند سقط شده با خشم بر در بهشت ميايستد. به او ميگويند: وارد بهشت شو. ميگويد: وارد بهشت نميشوم تا آنگاه كه پيش از من، پدر و مادرم وارد آن شوند. [18] ايشان در حديث ديگري، ازدواج را محبوب خداوند معرفي ميكند: «هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از خانه اي نيست كه در اسلام با ازدواج آباد يكي از وظايف مسلمانان پيروي از سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله) است. از اين رو، پيامبر(صلي الله عليه و آله) در حديثي ميفرمايد: «ازدواج سنت من است. هر كس از آن روي برگرداند (و ازدواج نكند) از سنت من روي برگردانيده است».[20] اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) ، وصي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نيز ميفرمايد: «ازدواج كنيد، زيرا ازدواج سنت رسول خداست»[21]
فضيلت متأهلهمچنين احاديثي وجود دارد كه از برتري كسي كه ازدواج ميكند بر فرد مجرد سخن ميگويد. پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: «دو ركعت نمازي كه فرد متأهل (و داراي همسر) ميخواند از 70 ركعت نمازي كه يك مجرد ميخواند بهتر است».[22]
همچنين در جاي ديگر ميفرمايد:[23] «دو ركعت نمازي كه فرد ازدواج كردهاي ميخواند، از شبخيزي و روزهداري يك مرد بيزن بهتر است».[24] در حديثي تكان دهنده از پيامبر(صلي الله عليه و آله) چنين آمده است: بدترين مردهاي شما كسي است كه عزب (و بدون ازدواج) بميرد. [25] امام باقر(عليهالسلام) نيز از پيامبر(صلي الله عليه و آله) نقل ميكند: «بيشتر اهل دوزخ، افراد مجرد هستند».[26]
پافشاري بر هويت ديني ازدواجيكي از مسائل بسيار مهم ازدواج ، هويت ديني همسرگزيني است. از نظر روايات، ازدواج تنها براي برآوردن غريزه جنسي نيست. ازدواج هم چون دژي است كه زن و مرد را در برميگيرد و از دين و ايمان آنان پاسداري ميكند. ازدواج، زن و مرد را از آلودگي به گناه، باز ميدارد. بنابراين، ازدواج از اين ديدگاه، نه جنبه اقتصادي دارد و نه جنبه حيواني، بلكه داراي هويت كاملا ديني است. درباره جنبه معنوي و ديني ازدواج به چند حديث بسنده ميكنيم. پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود: «هر كس ازدواج كند، نيم دينش را حفظ كرده است. پس از خدا بترسيد درباره نيم ديگر دينتان».[27] بنابراين، ازدواج از اين ديدگاه، وسيله اي است براي حفظ دين و اعتقاد نسان و تكامل آن. علي(عليهالسلام) فرمود: «هيچ كدام از اصحا00ب رسول خدا ازدواج نميكرد، مگر اين كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمود: او دين خويش را كامل كرده است».[28] از سوي ديگر، احاديثي در زمينههاي دعاي پيش از ازدواج، خطبه، نماز، دعاهاي هنگام عقد و دعاهاي هنگام عروسي و زفاف و... وجود دارد كه از مجموع آنها چنين برميآيد كه در ديدگاه پيشوايان اسلام، ازدواج از جنبه معنوي و ديني بسيار بالايي برخوردار است. پس نگاه به ازدواج بدون در نظر گرفتن اين جنبه، نگاهي ناقص و نامتعادل است.
نكوهش دير شدن ازدواجدر مكتب جامع و كامل اسلام براي همه دورههاي سني انسان، برنامهريزي شده است. بنابراين، هنگامي كه دختر و پسر به رشد عقلي و جسمي رسيدند، بايد ازدواج كنند. رها كردن اين سنت الهي يا رعايت نكردن زمان مناسب آن، پي آمدهاي روحي نامطلوبي براي زن و مرد دارد. از اين رو، پيشوايان ديني، ما را از آن نهي كردهاند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) روزي بر بالاي منبر رفت و پس از ستايش الهي فرمود: «اي مردم! همانا جبرئيل از سوي خداوند لطيف و خبير بر من نازل شد و گفت: همانا دختران باكره مانند ميوههاي روي درخت هستند. هنگامي كه ميوه رسيد بايد آن را چيد وگرنه خورشيد آن را فاسد ميكند و باد آن را تباه ميسازد. هنگامي كه دختران باكره به دوران بلوغ (و سن ازدواج) برسند، براي آنان دوايي جز شوهر نيست وگرنه از فسادشان ايمن نباشيد؛ زيرا آنان نيز بشرند».[29] پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) با زباني رسا و منطقي و عالي، راه كار پيش گيري از فساد و فحشا در يك جامعه انساني را بيان كرده است. فساد و فحشايي كه اينك جامعههاي انساني را در برگرفته است، در همين دير شدن ازدواج دختر و پسر ريشه دارد. باري، راه چاره اين معضل اجتماعي، ازدواج به موقع بر اساس مصالح دختر و پسر است؛ زيرا دگرگونيهاي جسماني و روحاني رسيدن به سن بلوغ و هجوم غريزههاي جنسي را تنها با ازدواج ميتوان كنترل كرد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در حديثي ديگر ميفرمايد: از سعادت مرد اين است كه دخترش در خانهاش قاعده نشود (و پيش از آن شوهر كند).[30] بايد گفت اين پافشاري در صورتي است كه دختر و پسر از نظر روحي ، جسمي، عقلي و مالي، آماده همسرداري باشند.
تشويق به ازدواج براي افزايش نسلاسلام بر افزايش نسل با ايمان، صالح و مؤمن پافشاري ميورزد، چنان كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمود: «ازدواج كنيد، همانا من در قيامت به فراواني امتم افتخار ميكنم».[31] چند حديث ديگر نيز به همين مضمون وارد شده است. براي نمونه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: «چه مانعي دارد كه مؤمن زن بگيرد؟ باشد كه خداوند به او فرزندي روزي كند كه با گفتن كلمه «لا اله الا الله» زمين را گران بار و سنگين سازد.[32] همچنين در حديث زيباي ديگري فرمود: «فرزندي كه در امت من به دنيا بيايد، در نظر من دوست داشتنيتر است از هر آن چه خورشيد بر آن بتابد».[33]
ازدواج، مايه افزايش روزي و بركت پيشوايان دين، ازدواج را مايه افزايش روزي و بركت دانستهاند. براي نمونه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: «زن بگيريد؛ زيرا زن براي شما روزي است».[34] ايشان در جاي ديگري فرموده است: «رزق و روزي را با ازدواج بخواهيد».[35] همچنين با اشاره به آيه 32 نور ميفرمايد: غنا و بينيازي را در اين آيه بجوييد (يعني ازدواج كنيد). [36] حضرت ختمي مرتبت(صلي الله عليه و آله) در اهميت اين مسأله گفته است: رحمت خداوند از درهاي آسمان در چهار زمان گشوده ميشود. هنگام نزول باران، هنگام نگاه كردن فرزند به صورت پدر و مادر، هنگام گشوده شدن در كعبه و هنگام امام صادق(عليهالسلام) نيز ميفرمايد: رزق و روزي با زن و فرزند همراه است.[38]
تشويق به ميانجيگري در ازدواجاهميت ازدواج در اسلام آن گونه است كه از پدر و مادر و خويشاوندان دختر يا پسر ميخواهد در امر ازدواج آنان ميانجيگري كنند و راه را براي آغاز زندگي مشترك دو زوج جوان بگشايند. امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: «هر كس، مجردي را زن دهد، خداوند در قيامت به او نظر (رحمت) ميافكند».[39] امام علي(عليهالسلام) فرموده است: «بهترين ميانجيگري و شفاعت آن است كه بين دو نفر براي ازدواج شفيع شود تا خداوند بين آن دو را با هم جمع كند».[40] امام كاظم(عليهالسلام) ميفرمايد: «در روزي كه هيچ سايهاي جز سايه عرش خداوندي نيست، سه كس در پرتو آن قرار ميگيرند: نخست، مردي كه برادر مسلمانش را زن دهد و... ».[41]
آزادي در همسر گزينيهر چند اسلام، پدر و مادر و خويشاوندان دختر و پسر را تشويق ميكند، شرايط ازدواج را براي فرزندان خويش فراهم سازند، ولي اجازه نميدهد كه آنان دختر و پسر را از برگزيدن همسر آينده خود محروم سازند. اسلام از پيآمد ازدواجهاي اجباري آگاه است؛ زيرا دختر و پسري كه با زور و اكراه به ازدواج هم درآيند، سرانجام با طلاق از هم جدا خواهند شد. بنابراين، اسلام در انتخاب همسر، نظر دو طرف زندگي را شرط ميداند. «ابن ابي يعفور» به امام صادق(عليهالسلام) عرض كرد: ميخواهم با زني ازدواج كنم ولي پدر و مادرم، ديگري را براي من ميخواهند و در نظرگرفتهاند، چه كنم؟ امام (عليهالسلام) فرمود: «با آن كس كه دوست داري، ازدواج كن و دختري را كه پدر و مادرت خواستهاند، برمگزين».[42] يكي از نكتههاي مهم در اين زمينه، افزون بر آزادي در همسر گزيني، جايز بودن ديدن و آگاهي يافتن از وضع روحي و جسمي همسر آينده است. بر اساس روايات، اگر كسي، زني را براي ازدواج برگزيد، ميتواند براي آگاهي از ويژگيهاي جسمي او به محدودهاي از بدنش بنگرد. «محمد بن مسلم» از امام باقر(عليهالسلام) پرسيد: ايا مردي كه ميخواهد با زني ازدواج كند، ميتواند به او بنگرد؟ امام(عليهالسلام) فرمود: آري، همانا او به گرانترين بها، زن را ميخرد[43] (پس ميتواند به زن بنگرد).»[44] در حديث ديگري، «حسن بن سري» از امام صادق(عليهالسلام) پرسيد: آيا مردي كه ميخواهد با زني ازدواج كند، ميتواند به دقت به پشت و روي بدن زن بنگرد؟ امام (عليهالسلام) پاسخ فرمود: «مانعي ندارد زني را كه ميخواهد با او ازدواج كند از پشت سر يا جلو ببيند».[45] همچنين پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) به يكي از صحابه كه از زني خواستگاري كرده بود، فرمود: «صورت و دستهايش را ببين».[46] از ديگر موضوعهاي مطرح شده در روايات، ملاكهاي گزينش همسر و وظايف همسران نسبت به يكديگر است كه در جاي خود، درباره آن بحث شده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 5:29 توسط رضا کلک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل مهر 1386 |
|
RSS
|